خان‌بابا معتضدی

Khan Baba Motazedi
زاده: 1271 (1892)
درگذشته: 1365 (1986)
محل تولد و مرگ: تبریز، تهران
توزیع‌کننده فیلم، فیلمبردار،
مدت زمان فعالیت: 1295 – 1312 [1916 – 1931]
قیمت: 10,000 تومان
چهره و صورت هنرمند

چکیده مطلب

بعد از میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی، وی دومین فیلمبردار تاریخ سینمای ایران است که آثارش پس از گذشتِ زمانی نسبتا طولانی، علیرغم تمامِ بی‌توجهی‌ها و بی‌مهری مسئولان و در عین‌حال سهل‌انگاری خودِ هنرمند کم‌وبش باقی مانده است. او توانست به عنوان نخستین هنرمند مستقل سینمای ایران نقش انکار ناپذیری را در توسعه زیرساخت صنعتی سینما داشته باشد که در این شناختنامه به گوشه‌یی از اقدامات او پرداخته می‌شود.

زندگی:

خان‌بابا خان‌معتضدی در سال 1271 شمسی (1892 میلادی) در تبریز متولد شد و در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد. در نوجوانی به تدریج با سینما آشنا می‌شود و رفته‌رفته با علاقه آن را پیگیری می‌کند. بنا برآنچه در خاطراتِ او بیان شده وی در سال 1286 از زبان پدرش که برای نمایش فیلم مهمان ارباب‌جمشید بوده است برای اولین بار از تصاویر متحرکی می‌شنود که به روی پرده نمایان می‌شده: «… یکنفر به درون استخر می‌پرد و تمام قطراتِ آب در لحظه پریدن او در آب به اطراف پراکنده می‌شود…». همین کنجکاوی کافی بوده تا او در سال 1288 شمسی برای ادامه تحصیل عازم پاریس شود. ضمنِ تحصیل در رشته‌ی الکترومکانیک در مدرسه Bregait با Kugelsted [پسر رئیس کمپانی گومون که از کمپانی‌های بزرگ آن زمان فرانسه بود] آشنا می‌شود. وی که از علاقه و توجهی که خان‌بابا به سینما و عکاسی دارد باخبر می‌شود از او دعوت می‌کند تا در ایام تعطیل و فراغت خود استودیوی گومون کار کند. همین دعوت، آغاز فعالیت حرفه‌یی خان‌بابا در زمینه فیلمبرداری می‌شود. دو سالِ بعد، وی به یک فیلمبردار آماده و آشنا به کار چاپ فیلم تبدیل می‌گردد و این در اوائل سال 1295 شمسی (1916 میلادی) است. زمانی که معتضدی قصد عزیمت به ایران را دارد. به پاس فعالیت‌های او در استودیو گومون، از طرف رئیس کمپانی ضمن دریافت رضایت‌نامه و گواهی کار، مقداری لوازم فیلمبرداری به عنوان هدیه دریافت می‌کند و به کشور بازمی‌گردد. در بازگشت به تهران، معتضدی اوضاع سینما را اینگونه روایت می‌کند: «… تعداد سینماها از (دو) به (هفت) رسیده بود: Ost Film (سه سینما: «ایران»، «گراند سینما» و «نور»)، علی وکیلی (سینما «سپه»)، «ساکوالیدزه» (مایاک)، سینمائی در میدانگاهی خیابان شاهپور و بالاخره سینمایی واقع بین میدان حسن‌آباد و باغ‌شاه… » [البته این روایت تاریخ در ذکر جمال امید از آنسالها «اشتباه» تلقی شده است]. با این حال، او در بدو بازگشت به استخدام اداره گمرک درمی‌آید و در همین حال به منظور بهره‌برداری از دانسته‌ها و وسایل‌اش به صورت جانبی فعالیت خود در زمینه سینما آغاز می‌کند.

تصمیم اولیه خان‌بابا برای او به منزله یک سکوی پرش اقتصادی به حساب می‌آید. بانوان در آن زمان از تماشای فیلم در سینماها محروم بودند لذا وی با اردشیرخان [صاحب سینما «خورشید»] وارد مذاکره می‌شود و طی توافقی که با او انجام می‌دهد این سینما را که مدتی بود کارش متوقف شده بود را مجددا راه‌اندازی می‌کند (1296 شمسی) و بانوان وارد چرخه مخاطبین سینما ایران می‌شوند. بهای بلیت یک، دو و سه ریال بود و روزانه حدود تقریبا چهل تومان فروش داشت. این درحالی بود که خان‌بابا همزمان با تلاش در امر سینماداری، با وسایلی که همراه خود داشت تاریکخانه‌ی کوچکی را به وجود آورد و این به یقین نخستین لابراتوآر چاپ فیلم بود که در ایران آغاز به کار نمود. فیلمبرداری‌های او از نقاط دیدنی تهران، باغها و گلخانه‌های شهر آغاز شد و همین امر سبب گردید که توسط دربار برای ضبط و ثبت پاره‌یی رخدادهای تاریخی آن زمان کشور دعوت شود. آنهم زمانی که کشور در یکی از بحرانی‌ترین دورانهای تاریخی خود قرار داشت: ولیعهدی «احمدشاه» قاجار که متاسفانه دولت مستعجل بود و تقریبا دوامی نیاورد. کودتای 1299، ضعف و انقراض تدریجی قاجاریه و در نهایت تاسیس سلسله شاهنشاهی جدید «پهلوی» (زیرنفوذ استعمار انگلستان و روسیه که منتظر بودند تا کشور را تکه‌پاره و سهم خود را از آن به یغما برند). خان‌بابا تقریبا چهارصد متر از ولیعهدی احمدشاه و وقایع مختلف این سالها نظیر «رضاشاه در مجلس موسسان»، «رژه‌ی قشون لشگری»، «مراسم کلنگ‌زنی نخست بنای راه‌آهن تهران» «راه‌آهن شمال» و «تاجگذاری در کاخ گلستان» و … فیلمبرداری کرد که متاسفانه بخش‌های خیلی ناچیزی از آن باقی مانده است.

در سال 1307 شمسی، در جریان تصمیم گرفته شده از سوی مقامات بالاتر برای راه‌اندازی سینمایی در جنوبِ‌شهر تهران، خان‌بابا به شهربانی تهران معرفی می‌شود و سرتیپ درگاهی در جلسه‌ی که در آن «سلطان حسن‌خان» [رئیس کل‌شهری ناحیه‌ی اسماعیل بزاز (مولوی)] نیز حضور دارد او را مامور می‌کند تا فورا به همراه خان‌بابا در هرمحلی از خیابان مذکور که او صلاح دانست این سینما برپا شود. سه ماه فرصت به خان‌بابا برای این زمینه مقرر می‌شود. خان‌بابا بعد از این اتفاق به همراه سلطان حسن‌خان به خیابان مورد نظر می‌رود و بعد از جستجوی زیاد نهایتا بالاخانه‌ای را که برای مسافرخانه درنظر گرفته شده بود می‌پسندد. یک ماه بعد سالن آماده و تحویل خان بابا داده می‌شود و در ازای ماهی هشتاد تومان اجاره به مالک، زمین برای سینما به وی واگذار می‌شود. خان بابا تمام تجهیزات و ادواتش را به سینمای فعلی انتقال می‌دهد و پس از سه ماه (پایان زمان مقرر) با نمایش فیلمی از «ریچارد تالماج» این سینما (با نام «تمدن») را افتتاح می‌کند. بهاب بلیط یک، دو و سه ریال بود. اوائل شبی پنجاه تا شصت تومان فروش داشت. در این سینما همیشه فردی آماده بود تا ترجمه میان‌نویس‌های فیلم را با صدای بلند برای تماشاگران (که غالبا بیسواد بودند) بخواند. اما خیلی زود این سینما با شکست مواجه شد و مردم رغبتی به آن نشان نداند. خان‌بابا موضوع را با سرهنگ درگاهی در میان می‌گذارد و او سلطان حسن‌خان را ازین باب مورد شماتت قرار می‌دهد که : «چرا باید محله‌ای با آن همه جمعیت سینمایی خالی داشته باشد.» سلطان حسن‌خان قول می‌دهد که ترتیب لازمه را در مورد تامین نظر خان‌بابا صورت دهد. روایت خان‌بابا ازین قول شنیدنی‌ست:

”… روز بعد وقتی به سینما رفتم با تعجب دریافتم سالن تماشاگر ایستاده دارد و فروش هم بالغ بر صد تومان شده است!. تعداد تماشاگران آنچنان زیاد بود که ناچار از مهرکردن بلیت‌ها برای روزِ بعد شدند (اولین پیش‌فروش بلیت‌ تاریخ سینما!). آنزمان سینماها غالبا یک یا دو سانس فیلم نمایش می‌دادند. و بعد متدرجا اهالی منطقه اسماعیل بزاز عادت کردند که برای تماشای فیلم به سینما بروند ولی من هرگز نفهمیدم که چگونه مردم در فاصله دو روز این همه برای دیدن فیلم راغب شده بودند.!»

بعدها ایشان سه سینمای دیگر نیز در مناطق جنوب‌شهر راه‌اندازی نمود: سینما «گلوبندک» در گلوبندک / با همکاری حسن معتضدی و زنجانی سینما «میهن» در میدان حسن‌آباد و سینما «کشور» در خیابان شاپور تقاطع مختاری (که بعدها به «شهره» و بالاخره «اورانوس» تغییر نام داد).

علاوه بر این فعالیت‌ها و تهیه فیلمهای خبری، خان‌بابا فیلمبردار دو فیلم بلند اولیه تاریخ سینمای ایران است: فیلم مستند «سفر رضاشاه به ترکیه» و فیلم بلند داستانی «آبی و رابی» به کارگردانی آوانس اوهانیان. بعد از سال 1312 با رکود فعالیت‌های فیلمسازی در ایران، خان‌بابا نیز تقریبا از کار کناره گرفت و برای مدتی طولانی به سفر اروپا رفت. او نگاتیف فیلمهایش را در سال 1315 متری سه دلار به یک مستشار آمریکایی با نام «کولمن» فروخت. کولمن بعدا نسخی از فیلمهای خبری خان‌بابا تهیه و برای او فرستاد. خان‌بابا نیز از پوزیتف‌های واصله مجددا نگاتیو تهیه کرد و از آنها نگهداری می‌کرد. اما به دلیل طولانی شدن سفر اروپایش، به خاطر مرطوب بودن محل نگهداری نسخ فیلمها، بیشتر آنها ازبین رفت و تعدادی نیز بوسیله‌ی کارکنان لابراتوآر وی بجهت تهیه‌ی فیلم دنباله از بین رفت!

 

آثار:

اهم فیلمهایی که خان‌بابا معتضدی فیلمبرداری کرده است عبارتند از:

  1. رضاشاه و مجلس موسسان (مدرسه‌ی نظام سابق) [1304 شمسی]
  2. تاجگذاری رضاشاه در کاخ گلستان [1305 شمسی]
  3. افتتاح مجلس شورای ملی [1305 شمسی]
  4. کلنگ نخست بنای راه‌آن تهران [1306 شمسی]
  5. جشن اعطای دیپلم در مدرسه نظام [1306 شمسی]
  6. افتتاح راه‌آهن شمال [1306 شمسی]
  7. افتتاح بانک ملی ایران [1306 شمسی]
  8. فیلمبرداری نخستین فیلم بلند داستانی سینمای ایران «آبی و رابی» [1309/1931-آوانس اوهانیان]
  9. آغاز ریل‌گذاری راه‌آهن [1312 شمسی]
  10. مراسم اسب‌دوانی استرآباد، مراسم اسب‌دوانی‌های تهران، رژه‌ی قشون لشگری، پایان ریل‌گذاری راه‌آهن [1315 شمسی]
  11. مراسم پیش‌آهنگی [1319 شمسی]
  12. افتتاح رادیو تهران [1319 شمسی]

نقش‌ها و تاثیرها:

  • تأسیس نخستین سینمای ویژه بانوان؛«خورشید»، با همکاری آرتاشس پاتماگریان (۱۲۹۶)، بعدها سینماهای صنعتی را نیز تاسیس کرد که ویژه بانوان بود اما به دلیل حریق و آتش‌سوزی تعطیل شد. آتش‌سوزی این سینما خان‌بابا را به فکر راه‌اندازی سینمای مختلط در ایران کرد که با حمایت دربار توانست این کار را انجام دهد. ایشان نخستین شخص در تاریخ سینمای ایران است که پایه‌گذار معرفی سینما در میان عموم مردم به شکل گسترده گردید.
  • نگارش سه نمایشنامه تحت عناوین: «حکیم اجباری»، «حقه‌بازی»، «لئیم».
  • نخستین مستندساز سینمای ایران.
  • دارای نشان مدال علمی درجه یک در سال 1313 از وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به عنوان «اولین فردی که در ایران مبادرت به فیلمبرداری کرده است.»

منابع و مآخذ:

  • امید، جمال. تاریخ سینمای ایران_1/پیدایش و بهره‌برداری؛ چاپ اول: تیرماه 1363 نشر و پخش از شرکت تهران فاریاب.
  • منابع مختلف در صفحات مجازی.